3-مهارت مدیریت استرس44
مهارت های مقابله با استرس45
4-مهارت مدیریت زمان46
5-مهارت مقابله با خلق منفی46
مهارت های مقابله با افسردگی47
6-مهارت تصمیم گیری47
7-مهارت حل مسأله48
8-مهارت همدلی کردن49
9- مهارت رفتار جرأت مندانه49
انواع رفتار جرأت مندانه:50
10-مهارت ارتباط بین فردی50
مهارت های برقراری ارتباط51
روش های آموزش مهارت های زندگی51
برنامه پیشگیری آموزش مهارتهای زندگی51
کشورهای پیشرفته چه کار کرده اند؟51
وضعیت برنامه آموزش مهارت های زندگی در ایران52
نگرش مثبت نسبت به اعتیاد53
عوامل موثر بر اعتیاد در محیط های کارگری54
3-4-نمونه و روش نمونه گیری67
3-5-ابزار پژوهش67
3-6-روش اجرای پژوهش69
3-7- جلسات آموزشی مهارت های زندگی70
جلسات70
جلسه اول70
-آشنایی اعضای کارگاه با یک دیگر ،پیش آزمون70
-آشنایی اعضای کارگاه با فضای کلاس مهارت های زندگی70
جلسه دوم70
-مهارت خودآگاهی70
-موضوعات خودآگاهی :70
جسمانی – خود ارزیابی صحیح70
-اهمیت اطرافین نزدیک در خود آگاهی70
-فشار گروه با محیط کار(مهارت قاطعیت با تکیه بر اعتماد به نفس در کارگران)70
-تکالیف عملی : جواب به این سوال که چرا افراد جرأتمندانه رفتار نمی کنند .70
-من کیستم ؟70
جلسه سوم70
-مهارت کنترل خشم70
-آشنایی با خشم70
-علل ایجاد خشم70
-تکلیف عملی: وقتی خشمگین می شوی چه کاری انجام می دهی70
-(توضیح سبک های مختلف افراد در موقعیت خشم برانگیز70
-ویژگی افراد ماهر در کنترل خشم در محیط کاری و همکاران70
جلسه چهارم71
قاطعیت : ویژگی رفتار قاطعانه ،چگونگی برخورد قاطعانه71
-مهارت مقابله با استرس71
-آشنایی با موقعیت های استرس زا در محیط کار71
– تفاوت های فردی مقابله با استرس71
-تأثیر استرس بر بدن : آثار جسمانی ، روان شناختی71
– سبک های مقابله با استرس71
جلسه پنجم71
مهارت حل مسأله و تصمیم گیری71
-آشنایی با مشکل71
ویژگی های افراد ضعیف در مهارت حل مساله و تصمیم گیری71
-آگاهی به احساس و هیجان در موقعیت های حل مساله و تصمیم گیری71
– تعریف دقیق مساله71
– بارش فکری – ارزیابی گزینه ها و انتخاب راه حل71
– اجرا و بازبینی راه حل71
جلسه ششم71
مهارت های ارتباطی71
-ضرورت تسلط بر مهارت های ارتباطی در محیط های کاری71
-سبک های برقراری ارتباط (منفعل ،پرخاشگر،ابزار وجود)71
-افزایش کیفیت ارتباطی با دیگران71
-فیدبک جلسه ،بازی نقش71
جلسه هفتم71
تفکر خلاق71
-تعریف72
-انواع تفکر واگرا و هم گرا72
-موانع تفکر خلاق72
– اهمیت تفکر خلاق در نگرش منفی نسبت به مواد.72
جلسه هشتم72
پس آزمون72
جمع بندی72
سلامت روان72
تشکر و قدردانی از کارگران و مسئولین برای حضور در کارگاه72
3-8- روش تجزیه و تحلیل داده ها72
فصل چهارم73
یافته های پژوهش73
الف) یافته های توصیفی74
جدول 1- وضعیت تحصیلات آزمودنی ها در گروه های کنترل و آزمایش74
جدول 2- وضعیت سن آزمودنی ها در گروه های کنترل و آزمایش75
جدول 3- وضعیت گرایش به مواد آزمودنی ها در گروه های کنترل و آزمایش ( پیش آزمون و پس آزمون)75
یافته های استنباطی76
فرضیه پژوهش76
جدول 4- آزمون همگنی واریانسها76
جدول 5- آزمون کوواریانس برای تاثیر آزمون آموزش مهارتهای زندگی در کاهش گرایش به مصرف مواد مخدر76
جدول 6- میانگین های تعدیل شده پس از حذف اثر پیش آزمون77
فصل پنجم78

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بحث و نتیجهگیری‬‬‬‬‬78‬‬‬‬‬‬‬محدودیت های پژوهش81
پیشنهادات پژوهش81
پیشهادات کاربردی82
منابع83
پیوست89
چکیده
هدف ازانجام این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی درکاهش گرایش به مصرف موادمخدر در کارگران شهرستان کرمانشاه بود.بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، 100پرسشنامه گرایش به موادمخدر بین کارگران توزیع واز میان این افراد 40نفرکه نمره بالاتر از 25 گرفته انتخاب شدند. سپس به گروه آزمایشی مهارتهای زندگی طی 8 جلسه 2 ساعته آموزش داده شد. طی این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس ازاتمام آموزش، همان ابزار به عنوان پس آزمون برروی آزمودنی ها اجراگردید.برای تجزیه وتحلیل نتایج ازآزمون تجزیه وتحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج حاکی ازآن بودکه میزان گرایش به مصرف موادگروه آزمایش درمرحله پس آزمون به طورمعناداری پایین ترازگروه کنترل می باشد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬واژگان کلیدی:مهارتهای زندگی ،مصرف موادمخدر
فصل یکم
مقدمه پژوهش
مقدمه
باتوجه به افزایش روز افزون سومصرف مواد درسطح جامعه جهانی ازلحاظ تعداد مصرف کنندگان ،مقدار مصرف مواد وشدت نوع ماده مصرفی درمحیط های کاری ومتعاقب آن صدمات ولطماتی که صاحبان مشاغل ،کارکنان ،خانواده های کارکنان ،افراد خدمات گیرنده از آن حرفه یا صنعت ،مردم ونهایتا جامعه متحمل می شوند اهمیت استفاده ازبرنامه های پیشگیری از مواد درمحیط های کاری بیش ازپیش احساس می شود.(طاهری نخست1383)
آدلر وماتیوس(1994)معتقدندانسان برخی ازرویدادهای زندگی که برسلامت وبهزیستی اوتاثیر می گذارندرامی تواند کنترل کندوبرخی رانمی تواند.رویدادهای خارج ازکنترل ایجاب می کند که فردبرای حفظ شایستگی وخود کارآمدی اش ،مهارت های مقابله ای خودراافزایش دهد.ایجادبرنامه هایی به منظور ارتقاءمهارت های اجتماعی وحل مساله ،احتمالا باعث بهبود عملکردفردمی شود.عدم آشنایی باشیوه های مقابله بابحران می تواند سبب از پادرآمدن،خشم وپرخاشگری یا افسردگی آن ها شود ویا می تواند ایشان رابه سوی رفتارهای اجتنابی مثل سیگارکشیدن ،اعتیادوانواع بزه ها سوق دهد.(کاپ1،2000)
درپژوهش که (مومنی 1389)درکرمانشاه انجام داده است این نتیجه حاصل شده که آموزش مهارتهای زندگی (مدیریت استرس وجرات آموزی ) درتغیرنگرش وپیشگیری ازمصرف وسومصرف مواد دربین دانش آموزان موثرمی باشد.
انسان اجتماعی به مهارت های حرفه ای برای زندگی نیازداردوآموزش مهارتهای زندگی یعنی نحوه ءدرست زیستن وگام برداشتن درزندگی .هدف اصلی برنامه آموزش مهارت های زندگی ارتقاءوبهداشت روانی وپیشگیری اولیه از آسیب اجتماعی مانند اعتیاد ،خودکشی ،بزهکاری وانواع مختلف بی بند وباری است.(عصمت پناه ،خاکشور1388)
افرادی که درجامعه عدم امنیت شغلی ،اقتصادی،اجتماعی وروانی می نمایند ویابه دلیل فقروناداری می توان برقراری روابط اجتماعی مطلوب ومناسب بااقوام وآشنایان ودیگران ندارند.آنان دیریازود خواسته یاناخواسته ممکن است اسیرموادمخدرشوند.(شیخاوندی1373)
هدف از این پژوهش مطالعه راههای پیشگیری از اعتیاد درمحیط کار (ادارات ،سازمانها،مراکز صنعتی ونظامی) است. یکی از مسائل ونگرانی های عمده درمحیط کار مسئله اعتیاد کارکنان است که طبق آمار سهم زیادی درایجاد تلفات وآسیب های صنعتی دارد.ضرورت مواجهه ومداخله دراعتیاد محیط های کاری با اقدام درجهت مبارزه با اعتیاد درمیان کارکنان ،می تواند بهره وری را افزایش داده وباعث افزایش کیفیت زندگی کارکنان شود (جویباری وهمکاران1389). مصرف موادنه تنها برعملکرد کاری افرادتاثیر می گذارد ،بلکه بسیاری از غیبت های کاری ،حوادث وتصادفات ،بیماری ها ومرگ ومیرها باهمه هزینه های مربوطه نیز درنتیجه آن است.درسال های اخیر مطالعات نشان دادند که :
1-غیبت کاری مصرف کنندگان مواد درمحیط کاردو الی سه برابر سایرکارکنان است .
2-افرادوابسته به مواد درمقایسه با باسایر کارکنان سه برابر بیشتر درخواست هزینه درمان مشکلات پزشکی می کنند و5 برابربیشتر ازسایر کارکنان درخواست غرامت می کنند.
3-درمحیط های کاری بین 25تا30 درصد حوادث کاری به علت کار تحت تاثیر مصرف مواد است .
4-سومصرف مواد50درصد ازکل علل کاهش تولید کارخانجات راتشکیل می دهند.
5-معتادان کمتراز 60درصدتوان خود رابرای کار اختصاص می دهند.
6-استفاده ازبیمه وتسهیلات پزشکی درمصرف کنندگان 5برابر سایر کارکنان است .
7-مصرف کنندگان موادمسول 50تا80درصدازسرقت ها وخسارات درمحیط کارهستند.(طاهری نخست 1383)
بیان مسأله
امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی وتغییر درشیوه زندگی ،بسیاری ازافراد دررویارویی بامسایل زندگی فاقدتوانایی های لازم واساسی هستند وهمین امر آنان رادرمواجهه بامسایل ومشکلات زندگی آسیب پذیرکرده است .پژوهشهای بی شمارنشان داده است که بسیاری ازمشکلات بهداشتی درزمینه اعتیاد وسومصرف نشان دهنده سه عامل مرتبط با سومصرف مواد عبارتنداز :عزت نفس ضعیف،ناتوانی دربیان احساسات وفقدان مهارتهای ارتباطی.(مک دونالدو وهمکاران 1999به نقل ازخالدیان1391)
اعتیاد به مواد مخدر تهدیدی جدی برای ساختارهای فرهنگی ،بهداشتی،اجتماعی واقتصادی بوده وتعادل ،رشدوتوسعه جوامع رابرهم زده ومنابع بسیار انسانی ،اقتصادی واجتماعی رابه هدر می دهد.آمارهای منتشرشده ازسازمان های بین المللی ،بخصوص سازمان بهداشت جهانی ،کمیته جهانی کنترل موادمخدر وسازمان یونسکو حاکی ازافزایش فزاینده مصرف این مواد درسطح جهان است .همه منابع مورد بررسی بدون استثنا ابعاد مسله را فا جعه آمیز نشان می دهند .(رحیمی موقر،1375)
افرادی که درجامعه احساس عدم امنیت شغلی ،اقتصادی ،اجتماعی وروانی می نمایند ویا به دلیل فقروناداری توان برقرای روابط اجتماعی مطلوب ومناسب بااقوام وآشنایان ودیگران ندارند،آنان دیریازود خواسته یا ناخواسته ممکن است .اسیر مواد مخدر می شوند .(شیخاوندی1373)
مطالعات زیادی دلالت برآن دارند که بین عزت نفس ضعیف وسومصرف الکل ودارو رابطه وجود دارد.(سینگ1994به نقل ازعصمت پناه 1391)
این اصل ثابت شده است که همواره پیش گیری بهتروآسان ترازدرمان است .بنابراین پیشگیری بایدفراگیرباشد.پیشگیری بایدمعطوف بربهبود سلامت همه اعضای جامعه موردنظرماباشد.مبارزات پیشگیری نه تنها باید به کسانی که بیشترین آسیب پذیری رادارند بلکه بایدبه همه آن کسانی که بخشی ازمحدوده اجتماعی وهیجانی آنها نیزهستند توجه کند.(دهقانی،1372)
طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی انواع آسیب های روانی –اجتمایی ازجمله وابستگی های دارویی-اعتیاد)دراغلب جوامع به طور نگران کننده ای روبه افزایش می باشندکه باتوجه به اهمیت موضوع واقبال جامعه آموزشی نسبت به گسترش فرهنگ مواجهه منطقی بامشکلات ونیز تمرکزبرمداخلات پیشگیرانه ،درسالیان اخیر پژوهشهای متعددی درزمینه مهارتهای زندگی انجام گرفته است.ازطرفی دیگر مطالعات نشان می دهد که مداخله های درمانی مناسب می تواند به میزان بسیار بالایی،خطر رفتارهای پرخطر ازجمله اعتیاد پیش وپس از اقدام راکاهش دهد.(سازمان بهداشت جهانی 2006ترجمه طالبی) فراتحلیل پژوهش های انجام شده درحوزه مهارتهای زندگی درایران اثربخشی مهارتهای زندگی رانشان داده است.(کاکابرایی1391)گفته شده است که موثرترین برنامه پیشگیری ازمصرف دارو ومواد برنامه آموزش مهارت های زندگی است. با توجه به پژوهش(افشارنیا ،و همکاران 1380) می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارتهای زندگی به عنوان یک عامل حفاظت کننده برای دانش آموزان در سالهای بعدی جهت پیشگیری از سؤمصرف مواد مخدر می باشد . (گرمن 2002)درپژوهشی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی برکاهش واسترس وافزایش پذیرش اجتماعی را نشان داده است.(بوتوین1997به نقل از رحمتی) درواقع آموزش مهارتهای زندگی نگرش مقابله ای به فرد می دهد که تاکنترل بیشتری برزندگی خودداشته باشد.(کینگه 1994،ترجمه محمد خانی ،1380)آموزش مهارتهای زندگی درپیشگیری ازمصرف مواد مخدر یک رویکرد تازه برای پیشگیری است که دروهله اول برعوامل عمده اجتماعی وروانی سوق دهنده به شروع مصرف مواد متمرکز است .تاکید عمده برنامه آموزش مهارتهای بررشد مهارتهای مهم شخصی واجتماعی است .برخی از مطالب این برنامه مربوط به آموختن مهارتهای عمومی زندگی نظیر ابرازوجود (مانندنه گفتن درخواست کردن وبیان قاطع حقوق اجتماعی خویشتن)وبرخی دیگرمستقیما مربوط به مساله مصرف مواد می باشد(عصمت پناه وهمکاران1391)
درتحقیقی که توسط خاکپور (1381)در رابطه با شیوه های نوین درپیشگیری ودرمان اعتیاد ازطریق آموزش مهارتهای زندگی ،برروی 242نفر (121نفر گروه آزمایش و121نفر گروه کنترل )انجام شد ،نتایج تحقیق نشان داد که اجرای برنامه آموزش مهارتهای زندگی اثرات بلند مدتی درپیشگیری از شروع مصرف مواد مخدر ویا گرایش به مواد مخدر راتاییدکردنند.ازسوی دیگر نقش فقروعدم ارضای نیازها درشکل گیری اعتیاد وسومصرف مواد اثبات شده است وجامعه مورد آموزش(کارگران) جز اقشار کم درآمد وضعیف محسوب میشوند .این مساله باعث می شود تا آنان توان تفکرمنطقی وتصمیم گیری اصولی را از دست بدهند ونتوانند مطابق میل خود بادیگران روابط ورفتار داشته باشند ودرنهایت بابرخورد بامعضل ومساله ای نتواند بصورتی منطقی حل وفصل نماید ودرنتیجه نه تنها بامشکل مبارزه نمی کنند بلکه مسائل رانادیده گرفته وآنها راتوجیه می نماید .ودرنهایت فقر اقتصادی موجب از بین رفتن وپژمرده شدن استعدادهای انسانی می شود .(شیخاوندی1373) به طور کلی مطالعات نشان دادند که آموزش مهارتهای زندگی قدرت سازگاری افراد را افزایش می دهد وافراد بهتر موانع ومشکلات موقعیتی رادر زندگی کنار می زنند(جفری2002)
کارگران شرکتی یکی از هدف هایی هستند که امروزه آسیب پذیری نسبت به مصرف مواد مخدر درآن هاپیش بینی می شود .این تحقیق به منظور پیشگیری این گروه از افراد جامعه وآموزش آنها ودرنهایت افزایش بهداشت روانی انجام خواهد گرفت که درپژوهشهای انجام شده دراین حیطه به این گروه از جامعه توجهی نشده است. به همین علت این پژوهش درپی این است که آیا آموزش مهارتهای زندگی درکاهش میزان گرایش به مواد می تواند اثربخش باشد.
اهمیت و ضرورت پژوهش
اعتیادوسومصرف موادمخدر یک مساله اجتماعی است که درآن توانایی جامعه درسازماندهی وحفظ نظم موجود ازبین می رود ،عملکرد به هنجار حیات اجتماعی مختل می گرددوباعث دگرگونی های ساختاری درنظام اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی ،فرهنگی یک اجتماع می شود. موادمخدربه عنوان یک آسیب اجتماعی حیات ملت ها رابه خطرمی اندازد ،زیرا تعداد زیادی ازمردم آن جامعه راتحت تاثیرقرارداده ومنشاءسایر آسیب های اجتماعی است .(اسعدی ،1382)کارگران به عنوان یکی ازسرمایه های انسانی بخش تولید صنعتی هرکشور ،سهم به سزایی درتوسعه جامعه دارند.کارگران نیز از تهدیدات اعتیاد مصون نبوده وعوامل محیطی متعددی دراعتیاد یاپیشگیری اعتیاد آنان دراین حوزه نقش دارند .بررسی هانشان می دهند:نیروهای فعال درمحیط کارگری به علت شرایط ناشی ازسختی کار ،عدم کنترل ،دوری ازخانواده ،بالا بودن میزان ساعات کار ،عدم وجود برنامه اوقات فراغت ،نبود فضاهای ورزشی ،عدم وجودیا اجرای دقیق قوانین ومقررات بازدارنده ،به موادمخدر به عنوان یک ماده آرام بخش ،نیروزا،شادی آوریادرآمدزاو…پناه آورده وبه تدریج معتادمی شوند.این مساله که روندی روبه رشدنیزدارد،ازیک سوباعث افزایش نگرانی وآشفتگی خانواده هاشده وازسوی دیگرهزینه هایی سنگین رامتوجه نیروی انتظامی ودادگستری نموده است.(پوراحمد،1382)ازاین جهت شناخت عوامل موثردرپیشگیری وحفظ جوانان ازمصرف مواد ورفتارهای پرخطروبه کارگیری روش آموزشی موثربرای افزایش آگاهی وبهبودنگرش ومهارت های زندگی درنوجوانان وجوانان ازاهمیت بسیاری برخوردار است.(خلج آبادی ،فرهانیوهمکاران 1383)باتوجه به رویکرد اطلاع رسانی ،دادن اطلاعات واقعی درمورد خطرات مصرف موادموجب تغییرنگرش
به مصرف مواد مخدر می شودواین تغییر درنگرش ،درنهایت منجربه تغییررفتاریعنی اتخاذ یک رفتاراجتنابی درمقابل مصرف مواد می شود.(سادات موسوی1388)
پژوهش هایی که درزمینه آسیب های اجتماعی وروانی صورت گرفته ،بیانگر آنست که رفتارهای پرخطر افراد ازجمله مصرف الکل ، اعتیاد ،بزهکاری…باناتوانی افراد دربیان احساسات ونبود مهارتهای ارتباطی مناسب درخانواده رابطه معنا داری داشته است .(مک کارتی وهاگان 2009شیرزادی وهمکاران1391) مصرف موادمخدر خودنوعی ازرفتارنابهنجار رادرفرد باعث می شود که فرد ابتدا به خودلطمه وسپس برخانواده ودیگران وخواسته ها وسطوح انتظارات آنان وبرروابط بین فردی واجتماعی خودلطمه وصدمه وارد می کند .دراین صورت ضرورت دارد تابااتخاذ تمهیدات ویا با ایجاد زمینه های ،ازروند شکل گیری وپیدایش وگسترش چنین رفتاری ممانعت بعمل آورد.از آنجا که این رفتاروپدیده نابهنجار ازطریق تضعیف مجموعه ای ازتواناییهای فرد ونفوذ درآن بتدریج شکل می گیرد ،بنابراین می توان از طریق آموزش مهارتهای زندگی مانع از شکل گیری وگسترش آن درافراد وجامعه گردید . (فخری ،مصری1391)سومصرف مواد امروزه بین گروههای مختلف افراد ،بخصوص جوانان شیوع یافته که فراوانی آن روبه تزاید می باشد(_راحله.سموعی1378)طبق برآورد برنامه کنترل مواد مخدر سازمان ملل متحد مصرف سالیانه موادمخدردرجهان به اندازه ای است که می تواند 3/3 الی 1/4درصد ازجمعیت راگرفتار سازد(ناصر-شبانی1380)براین اساس اگر هرمعتاد (بادرنظرگرفتن 500000نفرمعتاددرکشور)هرروزفقط 600000ریال صرف مصرف موادمخدر نماید سالانه هزینه بسیارزیادی صرف دودکردن وهدر دادن سرمایه هامی شود.درایران که جوان گرایی چهره ای جدیدازاین پدیده مخرب رابه نمایش گذاشته است ومنشا بسیاری ازجرایم (مثل قتل تجاوز دزدی وغیره)وحوادث نابهنجار اجتماعیی گردیده است .انگیزه مبارزه وانتخاب برنامه های مناسب پیشگیری رادر قالب یک ضرورت مطرح می نماید(فریبا قنبرپور1379) لذادراین پژوهش به ارائه مهارتهای مناسب زندگی درکارگران وپیشنهاداتی درجهت ارتقا سطح این مهارتها پرداخته می شود.دررویکردهای جدید پیشگیری ازاعتیادیکی ازراههای تغییرنگرش،آموزش برنامه مهارتهای زندگی است .مهارتهای زندگی یکی ازراهبردهای متمرکزبرفرد بوده وتلاش می کند ازطریق توانایی مقابله ای افراد،ظرفیت آنان رادرجهت مقابله باچالشها ،کشمکش هاوناملایمات زندگی روزمره ارتقاءدهند.این برنامه آموزشی به افرادیادمی دهدکه چگونه بااستفاده ازمهارت های رفتارجسورانه،تصمیم گیری وتفکرانتقادی درمقابل وسوسه ویاپیشنهادسومصرف موادمقاومت کنند.(رحمتی 1383)بنابراین باتوجه به عوامل موثر دربروز اعتیاد که شامل عوامل فردی (ناراحتیهای روانی جسمی، احساس یکدیگر وغیره)عوامل محیطی(دردسترس بودن مواد،بیکار ونداشتن برنامه اوقات فراغت وغیره )عوامل اقتصادی (فقرمالی ونبودن رفاه وغیره)وعوامل فرهنگی آموزشی که ازایجاد گوناگون به گروههای سنی مختلف اطلاع رسانی نموده وبطور همه جانبه پیشگیری ازاعتیاد وسومصرف موادمخدرراموجب گرددضروری ومفیدبه نظر می رسد(فرهاد،طارمیان ویاران1379)پژوهش هایی که درزمینه آسیب های اجتماعی وروانی صورت گرفته،بیانگر آنست که رفتارهای پرخطر افراد ازجمله مصرف مواد، اعتیاد وبزهکاری و…باناتوانی افراد دربیان احساسات ونبود مهارتهای ارتباطی مناسب درخانواده رابطه معناداری داشته است .(مک کارتی وهاگان 2009شیرزادی وهمکاران 1391)از آنجایی که آموزش مهارتهای زندگی روی گروه های مختلف اثربخش بوده ویکی از برنامه های ارتقایی سازمان بهداشت جهانی می باشد ،سازمان کار وتامین اجتماعی این آموزش را برای کارکنان لازم می داند .
ازسوی دیگر درشهر کرمانشاه به علت ازدیادکارگران وازطرفی درآمدپایین ،نمی توان ازآسیب های این گروه بادیده اغماض نگریست.لذابه همین خاطرآموزش مهارت های زندگی جزو برنامه های مناسب اولیه می باشد.که می توانداین رادرپی داشته باشدکه باآموزش ویادگیری مهارتهای زندگی ،درمواقعی که دچار سردرگمی ویادچارآسیب های روانی –اجتماعی می شود،بخصوصازلحاظ مدیریت فشارهای روانی می تواندخودرامصون دارد. وازلحاظ در آمد ازقشر ضعیف جامعه می باشند .درنتیجه ازآسیب پذیری این گروه از جامعه در برابر اعتیاد نمی توان چشم پوشید .همچنین با توجه به اینکه آموزش مهارتهای زندگی جزو برنامه های مناسب پیشگیری اولیه است .این آموزش را درقالب یک ضرورت مطرح می نماید.
اهداف پژوهش
هدف اصلی
اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی درکاهش گرایش به مصرف موادمخدر در کارگران اداره کاروتامین اجتماعی بهار93درشهرکرمانشاه است.
اهداف فرعی
1. تعیین میزان اثربخشی مهارتهای زندگی در پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش
2.تعیین میزان اثربخشی مهارت های زندگی در پیش آزمون و پس آزمون گروه گواه
3.تعیین و مقایسه میانگین نمره پس آزمون در دو گروه،
فرضیه‏های تحقیق
1-آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش گرایش به مصرف موادمخدر درکارگران تاثیر دارد.
تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرهای پژوهش
مهارتهای زندگی
تعریف مفهومی
مهارتهای زندگی عبارتند از توانایی ها که فرد را قادر می سازد تا که مسولیت های نقش اجتماعی خود بپذیرد وبدون لطمه زدن به خود ودیگران باخواست ها،انتظارات ومشکلات روزانه ،به ویژه درروابط بین فردی به شکلی موثری روبه رو شود.(طارمیان1379)
تعریف عملیاتی
منظور از مهارتهای زندگی دراین پژوهش ،آموزشپکیج مهارتهای زندگی محقق ساخته به مدت 8جلسه 2ساعته می باشد.
سومصرف موادواعتیاد:
تعریف مفهومی
سازمان ملل متحد درسال 1959سومصرف به مواد مخدر ،راچنین تعریف نمود: سومصرف به موادمخدر عبارت است ازمسمومیت تدریجی یا حادی که به علت استعمال مداوم یک دارو اعم از طبیعی یاترکیبی ایجاد می شود وبه حال شخص واجتماع زیان آور می باشد .(صالحی،1371)
تعریف عملیاتی
نمره ای که در پرسشنامه گرایش به مصرف مواد مخدر گل پرور کسب کرده است.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
اعتیاد2به موادمخدر تهدیدی جدی برای ساختارهای فرهنگی،بهداشتی،اجتماعی واقتصادی واجتماعی رابه هدر می دهد.آمارهای منتشرشده ازسازمان های بین المللی ،بخصوص سازمان بهداشت جهانی ،کمیته جهانی کنترل مواد مخدر وسازمان یونسکو حاکی ازافزایش فزاینده مصرف این مواد درسطح جهان است.همه منابع مورد بررسی بدون استثناابعاد مسله رافاجعه آمیز نشان می دهند.(رحیمی موقر،1375)
افرادی که درجامعه احساس عدم امنیت شغلی ،اقتصادی،اجتماعی روانی می نمایند ویا به دلیل فقروناداری توان برقراری روابط اجتماعی مطلوب ومناسب با اقوام وآشنایان ودیگران ندارند دیر یا زود خواسته یا ناخواسته ممکن است اسیر موادمخدر شوند.(شیخاوندی،1373)
باتوجه به اینکه طبق اعلام دفترمبارزه باجرم وجنایات ومقابله با عرضه مواد سازمان ملل شعارسال 2010راتحت عنوان (به سلامتی بیاندیشید نه به مواد مخدر)،هدف اصلی برنامه ها رادراین سال اطلاع رسانی عمومی ،به ویژه درخصوص عوارض اعتیاد واثرات زیان بار این مواد برسلامتی قرارداده است .محیط کار،مکانی ایده آل برای آغاز تغییرات رفتاری مثبت درسبک زندگی وارتقای سلامت کارکنان است.(محسن نظری 1389(
تعریف اعتیاد
DSM-IV3 برای اختلالات مرتبط با مواد دوطبقه مجزا ارایه می دهد:1)سومصرف مواد2)وابستگی به مواد3)
سو مصرف مواد 4:این گونه تعریف می شود :استفاده ،از یک ماده به رغم عواقب منفی یانامطلوب آن سومصرف کننده مواد کسی است که به علت استفاده زیاد ازمواد ،به طور مکرر،اما متناوب (بافاصله زمانی نامنظم )به مشکلات مختلفی دچار می شود .

ابستگی به مواد این گونه معرفی می شود :ادامه مصرف ماده به رغم پیامدهای منفی آن.کسی که به طور پیوسته واجباری (کامپالسیو)به مصرف آنهامی پردازد.ماده5یا دارو عبارت است از هرگونه ماده (غیرازمواد غذایی)که وقتی جذب بدن می شود عملکرد عادی آن را تغییر می دهد.اگر حالت عادی بدن فقط زمانی حاصل شودکه تحت تاثیر آن ماده قرار گرفته باشد.(یعنی عادت کردن درزمانی روی می دهد که فرد برای به دست آوردن ماده موردنظر رفتارهای اجباری(کامپالسیو)پیش می گیرد وکنترل استفاده از آن ماده را از دست می دهد. افراد معتاد نمی توانند استفاده از ماده رامتوقف کنند به دودلیل:1)احساس مثبت ناشی ازمصرف آن2)اجتناب از احساس منفی ناشی ازمتوقف شدن مصرف آن .
درحالی کهDSM-5 دوطبقه مجزاومستقل برای مصرف مواددرنظرگرفته بود .اماDSM-5 درطبقه بندی خود یک تغییر انقلابی یا رادیکال داده است .به این صورت که دوطبقه مستقل (سو مصرف مواد ووابستگی به مواد)راحذف کرده ویک طبقه واحد به نام اختلالات اعتیادی ومرتبط بامواد را جایگزین آنها کرده است.
منطق پشت پرده ادغام این دوطبقه این است که گروه تحقیقاتی5 DSM- به این نتیجه رسید که بین سومصرف مواد ووابستگی به مواد هیچ مرزمشخصی وجود ندارد وهردوروی یک بعدقراردارند.
طبق تعریف5 DSM- ،ویژگی اصلی هریک از انواع اعتیادها واختلالات مرتبط با مصرف مواد عبارت است ازمجمومه ای از سمپتوم های شناختی ،رفتاری وفیزیولوژیک که نشان می دهند فرد،
به رغم مشکلات مهمی که برایش به وجود می آید،به مصرف ماده ادامه می دهد .
عواقب فیزیکی اعتیادمی تواند بسیارمخرب باشد.(ازلحاظ اثار منفی درسلامت فیزیکی)اما مطعناچالشهای موجود برای روانشناسان ومسولان عبارتنداز :پیشگیری از مصرف وسومصرف مواد،طراحی واختراع روشهای درمانی برای کمک به ترک اعتیاد ،ودرک شرایطی که بعضی افراد را به سوی سو مصرف مواد واعتیاد سوق می دهند.
روان پزشکان ،تغییرات سلولی را که در اثر استفاده زیاد ازمواد وداروهای روان گردان رخ می دهد وباعث ایجاد مقاومت وتحمل علایم مرضی ناراحت کننده وزجرآوربدنی وروانی به هنگام عدم استفاده ازآن می شود ،اعتیاد نامیده اند.
درسال 1964،سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد دیگر اصطلاحی علمی نیست و(وابستگی دارویی)رابه جای آن توصیه نمود.که شامل وابستگی رفتاری ،وابستگی جسمی ،وابستگی روانی می باشد .وابستگی رفتاری برفعالیت های موادجویی والگو های مصرف بیمارگونه تاکیدکرده است ووابستگی جسمی براثرات جسمی (یعنی فیزلوژیکی)دورهای متعددمصرف موادتاکیدنموده است.
وابستگی روان شناختی که عادت هم نامیده می شود،با میل شدید مستمر یامتناوب برای مواد به منظور اجتناب ازحالت ملال مشخص است.وابستگی روان شناختی یا رفتاری بدون تردید بازتاب تغییرات فیزیولوژیکی درمراکز رفتاری مغز است.وابستگی دارویی به طور کلی توسط سازمان بهداشت جهانی سندرمی تعریف شده است که استفاده ازیک دارو یا طبقه ای ازداروها،اولویتی بالاترازآنچه پیش تربرای فرد ارزش داشته است پیدامی کند.
طبقه بندی مواداعتیاد آور براساسDSM-IV-TR
– الکل
– آمفتامین یافعال کنندهای سیمپاتومیمتیک
– کافین
– حشیش
– کوکائین
– توهم زاها
– مواداستنشاقی
– نیکوتین
– موادافیونی
– فن سیکلیدین یاداروهای فعال کننده مشابه
– مسکن،منوم هاواضطراب زداها
– موادچندگانه
– سایرمواد
ملاک های تشخیصی برای سومصرف مواد DSM-IV-TR
الف-الگوی غیر انطباقی مصرف یک ماده ،که به ناراحتی قابل ملاحظه ازنظربالینی منجرمی شودوبایک (یابیشتر)ازعلایم ذیل که زمانی درطول12ماه روی می دهند ،تظاهرمی کند:
مصرف تکراری موادکه به ناتوانی دربرآوردن تعهدهای مربوط به کار ،مدرسه ،یاخانه منجرمی شود(برای مثال غیبت مکرریا عملکرد ضعیف شغلی مربوط به مصرف ماده ،غیبت ،تعلیق یااخراج ازمدرسه به دلیل مصرف مواد،مسامحه نسبت به فرزندان وخانه ).
مصرف تکراری مواد درموقیت هایی که درآن هامصرف ماده ازنظر فیزیکی خطرناک است.(برای مثال رانندگی یاکار باماشین آلات تحت تاثیرمواد)
مسایل قانونی تکراری مربوط به مواد(دستگیر شدن به دلیل رفتارهای نادرست مربوط به سومصرف)
مصرف مداوم علیرغم مسایل اجتماعی یا بین فردی ناشی ازمواد (برای مثال بگومگوباهمسر،نزاع فیزیکی)
ب- هرگز ملاک های وابستگی مواد را برای طبقه ماده مزبور نداشته است.
اصطلاحات اعتیاد
به طور کلی وابستگی به مواد،به مجموعه علایم شناختی ،رفتاری وفیزیولوژیکی اطلاق می شود که حاکی از آن است که شخص علیرغم مسائل قابل توجه مربوط به مواد به مصرف آن ادامه می دهد.
وابستگیمصرف مکّرر یک ماده شیمیایی ،ی بدون وابستگی جسمی . وابستگی نشان دهنده تغییر فیزیولوژیک ناشی از مصرف مکرّر دارویی است که قطع آن سبب بروز سندرم خاصی می شودسوء مصرف6
استفاده از هر مادهّ ای (معمولاً توسط خود فرد) به شیوه ای که خارج از الگوهای مورد تأیید اجتماعی یا طبّی باشد .مصرف نادرست7شبیه سوءمصرف ،اما معمولاً این اصطلاح در مورد داروهایی به کار می رود که از سوی پزشکان تجویز شده ،اما به نحو درستی مصرف نمی شود . اعتیادمصرف مکّرر و افزایش یافته یک ماده که محرومیت از آن سبب بروز علایم ناراحتی و میل غیر قابل کنترل برای مصرف مجدّد آن ماده می شود و این روند به تباهی جسمی و روانی منجر می گردد. این اصطلاح از طبقه اصطلاحات رسمی حذف شده و اصطلاح وابستگیها ، جایگزین آن شده است ، اما هنوز هم در زبان متداول به کار می رود و اصطلاح مفیدی است. مسمومیتسندرم برگشت پذیری که بر اثر یک ماده بخصوص (مانند الکل) ایجاد شده و دست کم بر یکی از کارکردهای زیر تاثیر می گذارد : حافظه ، موقعیت سنجی ،خلق، قضاوت ،عملکرد اجتماعی ، رفتاری یا شغلی .ترکیک سندرم مختص مواد که به دنبال قطع مصرف یا کاهش میزان مصرف ماده یا دارویی بروز می کند که قبلاً طی مدتی طولانی مرتب مصرف می شده است . مشخصه این سندرم علایم و نشانه های فیزیولوژیک در کنار تغییرات روان شناختی مانند آشفتگی در تکلم ، احساسات و رفتار است. نام های دیگر آن ، سندرم پرهیز و سندرم قطع مصرف است . تحمل (تولرانس)پدیده ای که در آن بدنبال مصرف مکرر یک ماده ، دوز معینی از آن ماده اثرات کمتری ایجاد می کند یا برای دستیابی به اثرات دوزهای اول ، نیاز به افزایش میزان ماده مصرفی وجود دارد . تحمل رفتاری به معنای توانایی فرد برای انجام تکالیف علی رغم اثرات دارو است . تحمل متاقطع8 به مواردی اطلاق می شود که بتوان یک دارو را جایگزین داروی دیگری کرد و هر یک از آن دو معمولاً اثرات فیزیولوژیک و روان شناختی مشابهی داشته باشند (مانند دیازپام و باربیتورات ها) . وابستگی متقاطع نیز گفته می شود.انطباق عصبی9تغییرات عصبی شیمیایی یا عصبی فیزیولوژیک در بدن که حاصل مصرف مکرّر یک داروی بخصوص است . انطباق فاز ، کوکینیتیک به انطباق سیستم متابولیسم در بدن اطلاق می شود . انطباق سلولی یا فارماکوردینامیک به توانایی دستگاه عصبی برای انجام عملکرد خود علیرغم سطوح بالای ماده مورد نظر در خون گفته می شود.هم وابستگی10
(وابستگی مشترک)(این اصطلاح در مورد اعضای خانواده فرد سوء مصرف کننده مواد گفته می شود که تحت تأثیر رفتار وی قرار دارند یا بر رفتار سوء مصرف وی تأثیر می گذارند . با اصطلاح حمایتگر پنهانی11 ارتباط دارد. حایتگر پنهانی به کسی گفته ممی شود که رفار اعتیادی فرد معتاد را تسهیل می کند(مثلاً از طریق تهیه مستقیم مواد یا قراردادن پول در اختیار وی برای خرید مواد) . تسهیل گری همچنین به عدم تمایل اعضای خانواده برای پذیرش اعتیاد به عنوان بیماری طبّی –روانپزشکی یا انکار سوء مصرف یکی از اعضای خانواده گفته می شود.
همه گیرشناسی
تخمین زده می شود که درکل دنیا 5/13میلیون نفرازمواد خانواده تریاک استفاده می کنند ،و2/9درصداین افراد به هرویین روی می آورند.
درسلال 1996 ،شیوع این ماده درآمریکا یک درصد بود.نظرسنجی سال 1997 نشان داد که دودرصد دانش آموزان دبیرستانی هروئین مصرف کرده اند ،و10درصد نیز اعلام کردهاند که ازمواد مشابه استفاده کردهاند . درسال 2000،یک درصد 16تا29ساله های بریتانیایی اعتراف کرده اند که سال گذشته هروئین مصرف کرده اند.درسال های 1990،تعدادمصرف کنندگان هروئین دربریتانیا،هرچهارسال ،دوبرابر می شد.طبق یک تحقیق جدیدتر) اسماش 2010)12./3درصد افراد 12ساله وبالاتر،درآمریکا،درطول یک ماه قبل ازنظرسنجی ،هروئین مصرف کرده بودند.و7/.درصد افراد بزرگسال درمرحله ای از زندگی خود سومصرف مواد خانواده تریاک داشته یابه آنها معتادبوده اند.شیوع اعتیاد باافزایش سن کاهش می یابد،وبه گزارش DSM-IV نسبت مردان به زنان ،برای هروئین 3به1 .وبرای سایرمواد.5/1به1 است.درکل اختلال مصرف اوپیوددرمردان 40/.دمردان ودرزنان 26/.درصد است.
در میان اختلالت روانپزشکی ،اعتیاد موضوعی است که پس از اختلالات خلقیبیشترین پژوهش بر آن انجام شده است . مطالعه دیگری که بر کلیه پژوهش های منتشر شده در سال های 2000 و 2001 در چهاربانک اطلاعاتی جهانی از کشورهای با در آمد متوسط و پایین در زمینه بهداشت روان انجام شد نیز نشان داد که اعتیاد بیشترین میزان از این پژوهش را به خود اختصاص داده است.
اعتیاد در غرب: مصرف غیر قانونی و وسیع مواد موثر به مغز چنان در جوامع غربی آشفتگی به وجود آورده است که کاندیدای ریاست جمهوری ایالات متحده در اوایل دهه 1990 ، این وضعیت را جنگ شیمیایی خانگی نامید . در سال 1994 گزارش شده است که در آمریکا بیش از 15 درصد از جمعیت بالای 18 سال گرفتار مسایل جدی مصرف مواد هستند و حدود دوم سوم آنان نیز در درجه اول سؤمصرف الکل و یک سوم آنان به سؤمصرف موادی غیر از الکل می پرداختند . در نیمه دهه 1990 نیز هزینه سالانه برای جامعه امریکا حدود 200 میلیارد دلار تخمین زده شد . در سال 1991 حدود 37 درصد (1/75 میلیون نفر) از جمعیت گزارش کرده اند که یک یا چند ماده غیر قانونی را در طول عمر خود مصرف کرده اند 13 درصد {8/25 میلیون نفر} داروی قاچاق را طی سال گذشته مصرف و 6 درصد (8/12 میلیون نفر) نیز در ماه قبل از پژوهش، این مواد را مصرف کرده بودند . نتایج تحقیقات دیگر در این زمینه (کاپلان و دیگران ترجمه 1375 ص 15) حاکی از آن است که در آمریکا :
*تقریباً 85 درصد جمعیت (10/171 میلیون نفر) در طول عمر خود ، الکل مصرف کرده اند . 68 درصد (138 میلیون نفر) در سال قبل و 51 درصد (2/103 میلیون نفر) نیز در ماه قبل از بررسی همدیگر شناسی اعتیاد الکل مصرف کرده اند.
*تقریباً 73 درصد جمعیت (5/147 میلیون نفر) در طی زندگی خود سیگار کشیده بودند ضمناً 32 درصد (1/65 میلیون نفر) در سال قبل و 27 درصد (8/54 میلیون نفر) نیز در ماه قبل سیگار کشیده بودند .
*ماری جوانا رایجترین قاچاق مصرف شده در آمریکا طی سال 1991 بوده است و در آن کشور ،از کل جمعیت 12 سال به بالا تقریباً 33 درصد (7/67 میلیون نفر )در طی زندگی خود ماری جوانا مصرف کرده اند .(تحقیقات آمریکا سال 1994))فرحنازبرجاس1391)
اعتیاد در ایران
نتایج بررسی سریع وضعیت سؤمصرف مواد و وابستگی به مواد مخدر در 128 استان کشور (در سال 1383 )نشان داده است که (نارنجی ها،1384) که می توان رقم معتادان در ایران را بین -/200/1 تا-/800/1 نفر اعلام کرد . لازم به یادآوری است که این تخمین مربوط به معتادانی است که نیازمند دریافت خدمات درمانی و بازتوانانی هستند و این محاسبه شامل افراد مصرف کننده تفننی (سؤمصرف و مصرف نابجا ) نمی شود.
*جمعیت معتادان در گروههای سنی 19 تا 34 سال، حاکی از جوان بودن معتادان کشور است .
*میانگین سنی افراد معتاد (نسبت به سال 1377) کاهش یافته و افزایش جمعیت معتادان در رده های سنی 20 تا 30 سال( در سال 1383) ،مؤید همین نکته است .
*85 درصد از افراد معتاد، تحصیلات زیر دیپلم دارند . این نکته نشان می دهد که تحصیلات بالاتر از دیپلم و ورود به دانشگاه می تواند نقش موثری در پیش گیری از ابتلای افراد به اعتیاد داشته باشد .
*اعتیاد به طور مساوی در تمامی لایه های اقتصادی ،اجتماعی جامعه ،گسترش یافته است و هیچ یک از گروههای اقتصادی – اجتماعی جامعه از مشکگل و خطرات اعتیاد ، در امان نمی باشد .
*15 درصد از مواد مصرفی معتادان را مواد جدید، یعنی : اکتاسی ،کوکائین ،ال اس دی، کراک،شیشه ،بوپره نورفین، کریستال، آیس و غیره ،تشکیل می هد.
*بر خلاف تصور والدین ،کسانی که فرزندان آنان را معتاد می کنند . افراد غریبه با افکار سودجوانه و پلید نیستند. بلکه این افراد آشنا ، از گروه بستگان و اعضای درجه یک خانواده و دوستان هستند(70 درصد)
*از حوزه های ذکر شده برای (آغاز مصرف مواد) منزل، سربازخانه ها و محیط کار نام برده شده است . نگاه اجمالی به خلاصه نتایج یک بررسی در زمینه اعتیاد در ایران ،ما را به این نتیجه گیری ها می رساند که : 1)آگاهی ما نسبت به مشکل جدی و خطرناک اعتیاد در کشور و در سازمان محل کارمان محدود است . 2) با گذشت زمان، بر تعداد معتادان کشور افزوده می شود.3)در هر سازمان از کارکنان یک سازمان نیز می تواند تلاش ها و روند افزایش بهره وری شغلی کارکنان در آن سازمان را کم اثر سازد . و 5 )لازم است همه کارکنان به ویژه مدیران سطوح پایه ، میانی و عالی سازمان ها .
وزارت ارشاد اسلامی درگزارشی که درسال 1362 منشرساخت اعلام کرد:اگر تعدادمعتادان رادرایران حدود یک میلیون نفر پیش بینی کنیم.براین اساس ،میزان خسارت اعتیاد بسیار سنگین است .به عبارت دیگر ،اگر هریک ازمعتادان به موادمخدرروزانه فقط 100تومان راخرج خرید موادمخدر کنند روزانه رقمی درحدود100میلیون ریال ،|ودرهرسال نیز حدود365میلیاردریال قادربودیم دریک سال ،حدود500/36مدرسه بسازیم ،اگردرهرمدرسه ادرسال فقط 100نفر به تحصیل می پرداختند .با3650000نفررادرمدارس آموزش دهیم .درآن سالها،اگر ازیک میلیون نفرمعتاد به موادمخدر ،نیمی ازآنان مبتلا به اعتیاد مزمن بوده اندوازاین تعداد نیز فقط 5درصد آنان هزینه تهیه مواد مخدر راازطریق بزهکاری تامین کرده اند ،حدود 25هزار نفر معتاد مجرم درکشور ما وجود داشته است (وزرات ارشاد 1362)
با راه اندازی چند مرکز تحقیقات اعتیاد در کشور پس از سال 1381 و مطرح شدن اعتیاد به عنوان اولویت موضوعی در بسیاری از دانشگاه ها و مراکز علمی ، پیش بینی می شود در سال های آینده با رشد مطلوبتری در این زمینه روبرو باشیم .
سبب شناسی13
اگر چه مکانیسم دقیق پیدایش وابستگی به مواد مخدر شناخته نشده است ولی چندین تئوری در این مورد توسط محققان مختلف پیشنهاد شده است . مثل همه اختلالات روانی نظریه های سبب شناسی از مدل های روان پویشی مایه گرفته اند . مدل های بعدی شامل تئوری های رفتاری ،ژنتیک ،نور و شیمیایی می باشد . در تازه ترین مدل های سبب شناسی برای سؤمصرف دارو و از همه این نظریه ها کمک گرفته شده است .
1-تئوری های روان پویشی14 (عوامل روان پویایی و آسیب شناسی روانی)
طبق نظریه های کلاسیک روان پویایی ،سؤمصرف مواد معادل خود ارضایی بوده و مکانیزم دفاعی در مقابل تکانه های همجنس گرایانه یا تظاهری از پسرفت دهانی است .
از سوی دیگر تئوری های روان پویایی یقیین می داند که مصرف کنندگان مواد از یک نوع خاص عدم توازن عاطفی ،افسردگی شدید که با مصرف مواد تسکین می یابد رنج می برند و نیز از اختلال کنترل تکانه که برای کسب لذت است در عذاب هستند . (ساعت چی 1385)
این تئوری ها مسلم می دانند که نقائص (من15) باعث می شود که فرد برای برطرف کردن عواطف دردناک (احساس گناه ،خشم ،اضطراب)ناتوان باشد (شیوز ،2005 ،به نقل ازبرجاس 1390).
به نظر می آید برخی معتادان دارای مشکلات متعددی می باشند و آنچه را که آن ها احساس می کنند و تشریح می نمایند حالتی است که ((آلکسی تایمی16)می نامند .
برخی از محققان آلکسی تایمی را به عنوان یک نوع اختلال شخصیت معرفی کرده اند. بدین ترتیب افراد آلکسی تایمی از حمایت های اجتماعی کمی برخوردارند و در مقابله با استرس ،بگونه ای ضعیف پاسخ می دهند . این حالت در گسترش رفتار مصرف دارو نیز نقش دارد .
سبب شناسی مصرف و وابستگی به مواد
نظریه های روان پویشی17 : محدوده نظریه های روان پویشی در مورد سؤمصرف مواد بازتاب نظریه های روان پویشی متفاوتی است که در 100 سال گذشته ،دوره های رواج خود را گذرانیده اند . در نظریه های کلاسیک سؤمصرف مواد را معادل استمنا و یک مکانیسم دفاعی در مقابل تکانه های همجنس گرایانه یا تظاهری از پسرفت دهانی (ساعت چی،1385ص63)دانسته اند . فرمول بندی های روان پویشی اخیر نیز به روابط بین مصرف مواد و افسردگی اشاره دارند . یا مصرف مواد را بازتاب اعمال مخل دیگر خود،18معرفی کرده اند . رویکردهای روان پویشی در رابطه با سؤمصرف مواد، ارزش و مقبولیت بیشتر دارند تا در رابطه با درمان بیماران الکلیک ،به عبارت دیگر بیماران مبتلا به سؤمصرف مواد با احتمال بیشتری بی ثباتی داشته اند و بنابراین ،احتمال اینکه به خود درمانی بپردازند و از رواندرمانی بهره گیرند ،زیاد است . ضمناً پژوهش های زیادی نیز رابطه موجود بین اختلال های شخصیت و پیدایش وابستگی به مواد را تأیید کرده اند .
نظریه های ژنتیک
نتایج مطالعات در رابطه با دوقلوها ،فرزند خوانده ها و همشیرهایی که جدا از هم بزرگ شده اند حاکی از آن است که عوامل ژنتیکی می توانند در سؤمصرف الکل ،نقش داشته باشد . به عبارت دیگر ،نتایج بعضی از تحقیقات در این زمینه نشان می دهد برای وابستگی و سؤمصرف مواد غیر الکلی ،نوعی پایه ژنتیکی وجود دارد.
نظریه های نورو و شیمیایی19 :
به استثنای الکل ،پژوهشگران برای اکثر مورد سؤمصرف ،ناقل های عصبی یا گیرنده های ناقل های عصبی را که مواد بر آنها موثر واقع می شوند ، شناسایی کرده اند . برای مثال ،تریاک بر گیرنده های تریاک در مغز ،اثر
می کنند . بنابراین ،در فردی که فعالیت افیونی درونزادوی کم است و برای مثال ،سطح اندورفین20 (مواد شبه مورفین درونزاد که در غز یا غده هیپوفیز ترشح می شود و شبیه اثرات مواد افیونی می باشند) در اوپایین است ، امکان دارد در خطر ابتلا به وابستگی به ترکیبات افیونی ،قرار داشته باشد .
2-توری های رفتاری21
بعضی از مدل های سؤمصرف مواد بر رفتار مواد جویانه تأکید کرده اند چهار اصل عمده رفتاری در ایجاد رفتار موادطلبانه مؤثرند . اصول اول و دوم نتایج تقویت مثبت و آثار نامطلوب بعضی از مواد است .
اکثر مواد مورد سؤمصرف با تجربه مثبت پس از تخمین بار مصرف همراه هستند . به این ترتیب ،ماده به عنوان یک تقویت کننده برای رفتار مصرفی عمل می کند .
بسیاری از مواد نیز با آثار نامطلوب همراه هستند ،که در جهت کاهش رفتار مواد طلبانه عمل می کنند . سوم اینکه شخص باید قادر به نفکیک ماده سؤمصرف با سایر مواد باشد . چهارم تقریباً تمام رفتارهای مواد طلبانه با نشانه های دیگری که ممکن است با تجربه مصرف دارو همراه گردند رابطه داشته باشد .
3-تئوری های زیست شناختی و ژنتیک22
تجزیه و تحلیل مطالعات دو قلوها ،فرزند خواندها و خواهران و برادران دلالت دارد بر اینکه در علت سؤمصرف الکل یک جز ژنتیک وجود دارد . طبق ((تئوری جلینک23)) بعضی از افراد مستعد الکلیم هستند.
وی پس از جدا نمودن دو قلوها از الدین معتاد به الکل و پرورش دادن آنها در خانواده های بدون الکلیم و تجزیه و تحلیل بعدی آن ها دریافت که کودکانی که در خانواده های معتاد به الکل متولد می شوند مستعد الکلیم می باشند . جلینک و همکارانش آمادگی ارثی معنی داری (46% ) در دو قلوهای یک تخمکی که جدا پرورش یافته بودند و پدر و مادر اصلی آن ها رفتار ضد اجتماعی و مشکل اعتیاد داشتند ،برای سؤمصرف مواد و اعتیاد پیدا کردند .
دوقلوهای یک تخمکی بیشتر احتمال دارد که از نظر وابستگی به مواد افیونی تطابق نشان دهند تا دو قلوهای دو تخمکی . فرد مبتلا به اختلال وابسته به مواد افیونی ممکن است کاهش فعالیت با منشا ژنتیکی در سیستم کمتر گیرنده های افیونی ،آزاد شدن کمتر مواد افیونی درون زا، یا غلظت بالای آنتا گونیت های مواد افیونی درون زا، بوده باشد . استعداد زیست شناختی نسبت به اختلالات وابسته به مواد افیونی همچنین ممکن است با کارکرد نابهنجار در سیستم ناقل عصبی دوپامنیزژیک یا سیستم ناقل عصبی نوردآورنرژیک رابطه داشته باشد .
مطالعات متعدد دیگری تأییئ کرده اند که اعتیادبه الکل و مواد مخدر مانند سایر بیماری ها (برای مثال افسردگی و بیماری های قلب و عروق ) به عنوان یک بیماری که عوامل ژنتیکی در آن دخیل هستند مطرح می باشد . از جمله گزارش شده است که تقریباً نیمی از جمعیت ژاپن به دلیل کمبود ژنتیکی آنزیم ((دی آلدهیرد هیدروژناز24))حساس به مصرف الکل هستند و مصرف الکل در این افراد باعث بروز علایم ناخوشایند می شود و لذا کمبود ژنتیکی این آنزیم یک حالت محافظتی در وابستگی به الکل دارد .
اخیراً تحقیقات ژنتیک این فرض را مطرح ساخته اند که وجئد ((الکل ،Aگیرنده دو پامین با کلسیم ارتباط دارد .
4-عوامل نورو شیمیایی-گیرنده ها و سیستم های گیرنده25
برای اکثر مواد مورد سؤمصرف ، پژوهشگران ناقل های عصبی یا گیرنده های ناقل های عصبی که مواد برآن ها مؤثر واقع می گردند شناسایی کرده اند. برای مثال ترکیبات تریاک بر گیرنده های تریاک اثر می کنند .
بنابراین ،در کسی که در او فعالیت افیونی درونزاد کم است (مثلاً سطح پایین اندورفین ها) یا فعالیت آنتاگونیستی افیونی درون زا خیلی بالا است ، ممکن است در خطر ابتلا به وابستگی به ترکیبات تریاک قرار داشته باشد .
حتی در کسی که کارکرد گیرنده های دورنزا در او کاملاً طبیعی و غلظت ناقل های عصبی به هنجار است ، مصرف طولانی یک ماده مورد سؤمصرف بالاخره ممکن است سیستم های گیرنده را در غز تعدیل نماید . به طوری که مغز برای حفظ تعادل ،حضور ماده برونزا را طلب کند . حضور دائمی ماده مخدر خاص در بدن با ایجاد تغییراتی در گیرنده های مغزی منجر به بروز حالت تحمل در یستم عصبی مرکزی می گردد و در صورت قطع مصرف یا کاهش شدید مقدار مصرف علایم سندرم ترک ظاهر می شود.
5-تئوری های فرهنگی – اجتماعی

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید