ویژگی های شخصیتی افراد خلاق33
عوامل موثر بر خلاقیت34
موانع خلاقیت36
ادبیات تعارض و سبک های حل تعارض37
تعریف تعارض زناشویی37
علل پیدایش تعارض زناشویی38
پیامد تعارضات زناشویی40
اهمیت مدیریت تعارض40
سبک های حل تعارضات42
ویژگی های شخصیتی افراد و سبک های حل تعارض45
پژوهش های مرتبط با رضایت زناشویی46
پژوهش های مرتبط با خلاقیت49
پژوهش های مرتبط با تعارضات زناشویی51
جمع بندی55
فصل سوم57
روش پژوهش57
طرح پژوهش58
جامعه آماری58
نمونه و روش نمونه گیری58
ابزارهای پژوهش59
الف ) پرسشنامه سبک های حل تعارض رحیم ( ROCI-II):59
ب) پرسشنامه سنجش خلاقیت (CREE) تورستون و همکار :60
ج) پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH :61
روش اجرای طرح62
شیوه مداخله و اجرا62
روش تجزیه و تحلیل داده ها63

فصل چهارم64
یافتههای پژوهش‬64‬‬‬آمار توصیفی65
آمار استنباطی67
فصل پنجم81
بحث و نتیجه گیری81
مقدمه82
بحث و نتیجه گیری82
محدودیت های پژوهش89
پیشنهادات پژوهشی89
پیشنهادات کاربردی89
منابع فارسی90
منابع خارجی97
پیوست ها107
چکیده
این پژوهش به منظور بررسی رابطه موجود بین میزان خلاقیت و سبک های حل تعارض با سطح رضایت زناشویی زنان و مردان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده در شهر کرمانشاه ، انجام شد. پژوهش حاضر جزء پژوهش های بنیادی ، کاربردی از نوع همبستگی و روش های آمار توصیفی به کار گرفته شده عبارتند از میانگین ، انحراف استاندارد ، فراوانی و درصد فراوانی و آمار استنباطی مورد استفاده در آن ضریب همبستگی پیرسون وآنالیز واریانس یکطرفه ، آزمون T مستقل و آزمون تعقیبی LSD بوده است . نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل 150 نفر (متشکل از 83 زن و 67 مرد) بود که از بین 370 زن و مرد مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده در سطح شهر کرمانشاه طی اسفند ماه سال 1391 لغایت خردادماه سال 1392 به روش نمونه گیری داوطلبانه در دسترس انتخاب شد. شیوه کار به این صورت بود که ابتدا با اجرای پرسشنامه سبک های حل تعارض رحیم (ROCI-II) روی 150 زن و مرد متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده ، سبک حل تعارض هر یک از این افراد مشخص شد؛ سپس دو پرسشنامه استاندارد شده خلاقیت (تی . جی . تورستون و همکار ) و رضایت زناشویی (انریچ ) بر روی اعضای نمونه اجرا شد. و در نهایت به کمک روش های آماری مذکور به تجزیه و تحلیل داده های حاصله پرداخته شد . نهایتا” تجزیه و تحلیل داده ها، نشان داد که : بین میزان خلاقیت و رضایت زناشویی در زنان و مردان تفاوت معنا داری وجود ندارد، بین میزان خلاقیت و رضایت زناشویی در زنان و مردان رابطه مثبت وجود دارد ، میزان رضایت زناشویی در مردان و زنان دارای سبک های حل تعارض مختلف ، متفاوت است و نهایتا” میزان خلاقیت در مردان و زنان دارای سبک های حل تعارض مختلف ، متفاوت است .
کلید واژه ها : خلاقیت ، تعارض زناشویی، سبک های حل تعارضات، رضایت زناشویی .
فصل یکم
مقدمه پژوهش
مقدمه
دنیای امروزی بیش از هر زمان دیگری دستخوش تحولات و تغییراتی است که افراد بشر را دچار بحران و تنش می کند . بشر امروزی نسبت به گذشتگان فشار روانی بیشتری را در همه زمینه ها تجربه می کند ، دنیای صنعتی و تغییرات پی در پی که انسان باید خود را با آنها سازگار کند مولد استرس است . علی رغم وجود رفاه بیشتر نسبت به گذشته ، به واسطه فشارها و ناامنی های روانی که برای افراد پیش می آید ، افراد میزان کمتری از خوشنودی و لذت را تجربه می کنند و این امر در همه زمینه های زندگی صادق است .زندگی خانوادگی و رضایت زناشویی زوجین نیز از این قاعده مستثنی نیست . به واسطه تغییرات پی در پی جامعه امروزی ، خانواده ها به طور اعم و روابط زوجین به طور اخص به شکل منفی تحت تاثیر قرار گرفته اند . همانگونه که می دانیم خانواده بنیاد جامعه است و هرگونه آشفتگی در خانواده به معنای آشفتگی جامعه است . کیفیت پائین روابط زوجین باعث پیامدهای روانی و جسمانی و نیز کاهش کیفیت عملکرد زوجین در زمینه های اجتماعی خواهد شد ، اما موضوع به همین جا ختم نمی شود ، در اثر آشفتگی روابط زوجین ، فرزندان نیز دچار اختلالات رفتاری و روان شناختی و جسمانی می شوند . لذا با توجه به پیامد های فوق الذکر که همگی ناشی از آشفتگی روابط زوجین است، ضرورت دارد عواملی که موجب آشفتگی زوجین و روابط آنها می شود و نیز عوامل موثر در افزایش رضایت زناشویی ایشان را به طور علمی ، دقیق، گسترده و از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار دهیم ، و نتایج حاصله را فعالانه در سطح جامعه به کار بندیم.در پژوهش حاضر موضوع رضایت زناشویی از دو منظر مورد بررسی قرار گرفته : میزان خلاقیت زوجین و سبک های حل تعارضات ایشان . امید است نتایج این پژوهش به عنوان راهکار و راهگشایی برای زوجینی که در روابطشان دچار مشکل هستند و نیز به منظور پیشگیری از بروز مشکلات در روابط زوج های رضایتمند ، مفید فایده واقع شود .
بیان مساله
بی شک هدف مطلوب اعضای هر جامعه و مسئولان آن ، این است که جامعه آنها به توسعه ، پیشرفت و رشد مناسب دست یابد و سعادت و رفاه همه اعضای جامعه فراهم شود . از آنجا که دست یابی به این مهم توسط اعضای جامعه به عنوان منابع انسانی ، متفکران ، مدیران ، مسئولان ،معلمان و پدران و مادران میسر خواهد شد ؛لذا به منظور تحقق این هدف باید به تربیت و پرورش افرادی کارآمد و سالم همت گماریم . بهتر این است که به منظور پررورش افراد سالم از پایه شروع کنیم ؛ به این معنی که خانواده را واحد تولید مثل و انسان سازی در نظر گرفته و به ازتقاء کیفیت آن همت گماریم . زیرا خانواده یکی از رکن های اصلی جامعه به شمار می رود و دستیابی به جامعه ای سالم آشکارا در گرو سلامت خانواده است و تحقق خانواده سالم مشروط به بهره مندی اعضای آن از سلامت روان و داشتن روابط مطلوب با یکدیگر است . (صلاحیان و همکاران ، 1389 )نقش خانواده در سلامت روانی افراد جامعه به حدی است که برخی از صاحب نظران مانند آکرمن1 (به نقل از ثنایی ذاکر ، 1381 ) برای خانواده ماهیت شفا دهندگی قائل هستند .
اهمیت و جایگاه خانواده در زندگی افراد و سعادت جامعه به حدی است که گفته شده است : استحکام یک کشور با استحکام خانواده ها همبستگی دارد .( زابو2 ، 1997 ، به نقل از میر محمد صادقی ، 1389 ) در همه جوامع مهم ترین یا دست کم یکی از مهم ترین نهاد ها که رشد همه جانبه افراد و تا حد زیادی آینده آنها را تحت تاثیر قرار می دهد خانواده است . خانواده به عنوان یک سیستم اجتماعی شامل گروهی از افراد است که از طریق ازدواج ، تولید مثل و پرورش فرزندان با هم زندگی می کنند . این سیستم و سازمان اجتماعی در طول تاریخ نقش حیاتی در رشد ، پیشرفت و اجتماعی شدن نوع انسان ایفا کرده است .خانواده بدون شک مهم ترین سازمانی است که بستر ساز رشد و رفاه جسمی ، روانی و اجتماعی کودک و عامل رسیدن وی به تعادل فیزیکی ، روانی و اجتماعی است.(وود 3، 1996 )
این نهاد مهم حاصل ازدواج و پیوند زناشویی یک زن و مرد است . بنا بر این ازدواج از آنجا که مراسم آغازین این نهاد مهم اجتماعی است ، اهمیت بنیادین و پایه ای دارد . سنگ بنای نهاد خانواده در ازدواج گذاشته می شود و ما از دیر باز معتقد بوده ایم :
خشت اول چو نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج .( میر محمد صادقی ، 1389 )
ازدواج خشت اول بنای خانواده است و در صورتی که بخواهیم در خانواده با مشکلات و آسیب های کمتری رو به رو باشیم نیاز هست که به امر ازدواج توجه کنیم . توجه به ازدواج ، توجه به خانواده است .( میر محمد صادقی ،1389 )
پس باید برای ارتقاء کیفیت ازدواج ها بکوشیم زیرا هیچ چیز در جهان نمی تواند زندگی انسان ها را شاداب تر و بهتر کند مگر افزایش ازدواج های موفق. (دیوید میس4 ، 2000 ، به نقل از میر محمد صادقی ، 1389 ) ازدواج نهادی همگانی است. ازدواج نخستین پیمان عاطفی و قانونی در زندگی به شمار می آید. به علاوه همسرگزینی و پیمان زناشویی هر دو نشانه بالندگی و پیشرفت شخصی اند.(برنشتاین و برنشتاین5 ، ترجمه پور عابدی نائینی و همکار ، 1384 )
خانواده خشت اول بنای جامعه و ازدواج خشت اول بنای خانواده و رابطه زوجین خشت اول بنای ازدواج است . لذا می توان نتیجه گرفت که هر چقدر کیفیت روابط زوجین با یکدیگر بالاتر باشد کیفیت کل زندگی خانوادگی هم افزایش خواهد یافت. برای توصیف چگونگی روابط زوجین از اصطلاحات متعددی مانند : سازگاری ، رضایتمندی ، سازش و خشنودی ، موفقیت و کیفیت زناشویی استفاده شده است .معمولا” کیفیت وسازگاری و رضایت زناشویی به جای هم به کار برده می شود .(اسپرچر 6، 2001 )متخصصان روان شناسی خانواده غالبا” معیار خود را در بررسی کیفیت روابط زوجین سطح رضایتمندی زناشویی آنها قرار می دهند .( آماتو و بوث7 ، 1991 ، سارو خانی ، 2006 )
رضایت زناشویی درزندگی می تواند با رضایت کلی از زندگی رابطه داشته باشد.( اسپرچر ، 2001 ) سازگاری زناشویی را می توان به عنوان منبع نظام خانواده یا حتی بخشی از نیروهای تامین کننده حیات و احیا کننده خانواده دانست.( علی اکبری دهکردی ، 1389 )سازگاری زناشویی می تواند به طور کامل بر کیفیت زندگی تاثیر گذارد و تحقیقات انجام شده اهمیت تاثیر این موضوع را بر انواع نتایج بالینی مثل بهداشت روانی ، جسمانی و حتی طول عمر تائید نموده اند .(عباسی ، 2006 )لذا شایسته است با توجه به اهمیت فوق العاده رضایت زناشویی در کیفیت کل زندگی افراد و جامعه به طور جدی و وسیع به بررسی این مولفه و عوامل تاثیر گذار بر آن پرداخته شود ؛ زیرا تاثیر فراگیری بر کل جامعه خواهد گذاشت . از جمله عواملی که سطح رضایت زناشویی زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد موضوع تعارضات زناشویی است .درگیری و تعارض در روابط زن و شوهر به خاطر تصمیم های مشترکی که اتخاذ می کنند ، امری طبیعی است .شدت تعارض می تواند در دامنه ای از تعارض آشکار در نظرات زوج ها تا اختلافات جدی در اهداف و ارزش ها و آرزوها قرار گیرد . عقیده بر این است که تعارض در ارتباطات نزدیک امری اجتناب ناپذیر است .(فرحبخش ، 1383 )
وجود تعارض در روابط نزدیک به طور اعم و روابط زوجین به طور اخص اجتناب ناپذیر است ؛ از این رو وجود یا عدم وجود تعارض نیست که سطح رضایت زناشویی را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه شیوه هایی که زوجین برای حل تعارضات به کار می برند در این مهم تاثیر گذار است . این شیوه ها سبک های حل تعارضات نامیده می شوند ، متغیری مهم در تعیین سطح رضایت زناشویی محسوب می شوند . یکی از متغیر هایی که بر کیفیت زناشویی تاثیر دارد چگونگی کنار آمدن زوجین با تعارضات موجود در زندگی زناشویی یا راهبردهای حل تعارض است ؛ زیرا تجربه سطوح مختلفی از تعارض در تعاملات یک زوج ، امری بدیهی و غیر قابل اجتناب است.( استیوبر8 ، 2005 )
اگر تعارض به طور ضعیفی ادراه شود موجب تخریب زندگی زناشویی شده و اثرات زیان آوری بر سلامت فیزیکی و هیجانی زوجین به جای می گذارد .(دان هام9 ، 2008 )یکی از توانایی هایی که به افراد و زوجین در حل مناسب تعارض ها کمک می کند توانایی حل مساله آنهاست . توانایی حل مساله از جمله توانایی هایی است که از خلاقیت افراد ناشی می شود ویکی از جلوه های تفکر خلاق است .حل مساله و خلاقیت از ممتاز ترین توانایی های شناختی انسان است .(مومنی مهموئی ، 1388 )حل مساله ، فعالیتی شناختی محسوب می شود که مهارتها و درک انسان را در برمی گیرد. (ترفینگر ، سلبی و ایساکسن ، 2008 ، به نقل از شهنی ییلاق و همکاران ، 1388 ) فعایت های ناظر به حل مساله باعث تحریک و توسعه مهارت های تفکر خلاق و انتقادی می شود ، زندگی یک مهارت مساله گشایی است و هیچ پایانی برای مساله هایی که ابعاد زمان و مکان در آنها مهم است وجود ندارد. (شهنی ییلاق و همکاران ، 1388 ) ، لذا انسان امروزی باید به ابزاری برای حل این مسائل مجهز باشد .
حل مساله از جلوه های تفکر خلاق است . پس میزان بهره مندی افراد از خلاقیت بر توانایی حل مساله و به تبع آن بر راهبرد های حل تعارضات تاثیر گذار است . بررسی پژوهش های موجود نشان می دهد که در ایران اگرچه هر یک از مولفه های رضایت زناشویی ، سبک های حل تعارضات و خلاقیت به شکل جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است اما پژوهشی که هر سه سازه فوق الذکر را به طور همزمان بررسی نماید صورت نگرفته است . لذا سوال اصلی این پژوهش این است که آیا میزان خلاقیت و سبک های حل تعارضات زوجین بر سطح رضایت زناشویی که آنها تجربه می کنند تاثیر دارد ؟
اهمیت و ضرورت
در طول تاریخ بشر ، ادیان الهی ،پیامبران و امامان ، بزرگان و صاحب نظران علمی و اندیشمندان همواره از فواید بیشمار ازدواج سخن رانده اند و افراد بشر را به ان سفارش نموده اند .در آموزه های دینی و مخصوصا” دین مبین اسلام در خصوص امر مهم ازدواج و فواید آن به افراد بشر ، بسیار توصیه شده است. از دیگر سو پژوهشگران در تحقیقات و مطالعات گسترده خود در خصوص ازدواج و فواید آن به نتایج جالب توجهی دست یافته اند.از آن جمله :
” پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که ازدواج در سلامت عمومی زوج ها نقش مهمی ایفا می کند. ( لمب و همکاران 10 ، 2002 ) افراد متاهل از فواید حمایت های اجتماعی و اقتصادی حاصل از ازدواج لذت می برند.(لاکسو و یائونن ، ایلمونن ، 2002 و وایت ، 2000 )میزان مرگ و میر آنها پائین تر است.(کومبز ، 1991 ) و با کنترل عوامل متعدد بسیار شادمان تر از افراد مجرد هستند .( چان و لی ، 2001 به نقل از ویلسون و اوسئوالد ، 2005 ،گرین و راجرز ، 2001 )سلامت جسمی و روانی افراد متاهل بیشتر و طول عمر آنها زیاد تر است.(ویلسون و اوسئوالد ،2005 )بارت ( 2000 ) به قدرت ازدواج در کاهش بروز نشانه های افسردگی ، اضطراب و سوء مصرف مواد پس از دوازده ماه اشاره می کند . سرانجام سیمون ( 2002 ) در مطالعه خود تاکید کرد که ازدواج برای زنان و مردان منافع روانی بسیار دارد . ” ( به نقل از دانش ، 1389)
اما علی رغم فواید بی شماری که برای ازدواج نقل شده و پژوهش های گوناگون هم موید آن است متخصصان بهداشت روانی همه روزه با مشکلات متنوعی سر و کار دارند ؛ در این میان افرادی که در زمینه مشکلات خانوادگی مراجعه می کنند ، میزان قابل توجهی را تشکیل می دهند.(درایدن ، 1384 ، به نقل از عطاری پور و همکاران ، 1388 )آمارها بیان می کند که نه تنها سن ازدواج بلکه آمار طلاق نیز افزایش یافته است.( گزارش سازمان ثبت احوال ، 1383 ) طبق گزارش مرکز ملی آمار های بهداشتی آمریکا در سال 1999 ( به نقل از وروف و همکاران ، 2000 ، نقل از دانش ، 1389 ) بیش از یک سوم ازدواج های جدید در آمریکا در پنج سال اول به طلاق و جدایی منجر شده و اکثر ازدواج های با دوام عملکرد ضعیف دارند و با نارضایتی همراه است.( روبرت ، 2004 ، به نقل از دانش ، 1389)شواهد نشان می دهد که زوج ها در جوامع امروزی برای برقراری ارتباط صمیمی و درک احساسات از جانب همسران خود با مشکلات متعددی مواجه هستند.(صلاحیان و همکاران ، 1389 ) وارما11 ( 1990 ) معتقد است ثبات خانوادگی کاهش یافته و نگرانی های مربوط به خشونت خانوادگی و بدرفتاری با کودکان افزایش یافته است.
همان طور که دیده می شود زوجین در روابط خود دچار مشکلات متعددی هستند که منجر به کاهش میزان رضایت زناشویی ایشان می شود و طلاق بارزترین نتیجه نارضایتی زناشویی است که امروزه در اکثر کشور های جهان رو به افزایش نهاده است .و به لحاظ روان شناختی و جامعه شناسی آثار مخربی بر سلامت روان و جسم اعضای خانواده و در نهایت بر جامعه دارد .
هدف از ازدواج بر طرف شدن نیاز های طرفین است و اگر نیاز های زوجین بر طرف نشود و به راه حل مثبتی جهت دستیابی به نیاز هایشان نرسند ،استرس و ناکامی و سرخوردگی و خشم و در نهایت دلزدگی بروز پیدا می کند. (ادیب راد و همکاران ، 2005 ) ازدواج نا فرجام سوابق تحصیلی و شغلی فرد را تحت الشعاع قرار می دهد و چنانچه ازدواجی با موفقیت به انجام نرسد و زن و شوهر نتوانند به تفاهم کافی برسند ، این امر موجب ابتلای زوجین به آشفتگی روانی و اختلال شخصیت می شود.( تایبر12 ، 1990 ، ترجمه تمدن ، 1377 )
از جمله مواردی که کیفیت ازدواج ها را تحت تاثیر قرار می دهد تعارضات و راهبردهای زوجین برای حل آنهاست . وجود تعارضات شدید در روابط زوجین و حل نا مناسب آنها باعث کاهش میزان رضایت مندی زناشویی می شود . تعارض شدید در روابط زوجین آنها را فرسوده می کند و در کنار آسیبب های جسمانی ، آسیب های روانی را نیز در پی دارد و دستگاه ایمنی بدن را مختل می کند .(بیچ13 ، 1999)آرون و آرون (1986 ، به نقل از محققی و همکاران ، 1390 ) در بررسی اثر تعارض زناشویی بر کیفیت زندگی خانوادگی زوجین بیان کرد : وجود تعارض مستمر در روابط زوجین زمینه های فقر نشاط و انگیزش را در دیگر اعضای خانواده فراهم می کند . اغلب زن و شوهر ها برای برخورد با شخص ثالث مشکلی ندارند، اما به ندرت می توانند با درک لازم روابط صمیمانه خود را شکوفا کنند . غالبا” زوجین از دانش لازم برای اتخاذ تصمیماتی که تقاضای همسرانشان را بر آورده سازد بی بهره اند . به این جهت وقتی مشکلات نمایان می شود ، ناسازگاری بالا می گیرد و زن و شوهر جنبه های مثبت یکدیگر را از یاد می برند و به تدریج کار به جایی می رسد که اصل زندگی مشترک زیر سوال می رود و گرفتاری اصلی شروع می شود.(بک 14، 1991 ، به نقل از عطاری و همکاران ، 1388)این تعارض ها آسیب های جدی روانی به فرزندان خانواده وارد می کند ؛ زیرا در فرآیند تحول در سیستم خانواده ،کودکان نیازمند وجود عشق و محبت میان والدین و نیز محبت بدون قید و شرط والدین نسبت به آنان هستند . این دو نیاز عاطفی اساس رشد و صمیمیت در روابط میان اعضای خانواده است.( محققی و همکاران ، 1390 )
افزایش طلاق در دنیای کنونی و نارضایتی زوجین از زندگی مشترک و تاثیرات سوء این گونه پدیده ها بر اعضاء خانواده و اجتماع تائید کننده این مدعاست که برخورد مقبولی با بحث ازدواج نشده و کمتر با دید عالمانه به این پدیده نگریسته شده است. (ستیر ، 2001 ، ترجمه بیرشک، 1380 )
خانواده فراگیر ترین نهاد اجتماعی است ؛ زیرا همه افراد در خانواده متولد می شوند و درصد عمده ای از آنها با ازدواج خانواده ای مستقل را تشکیل می دهند . لذا زندگی جدا از خانواده برای هیچ کس متصور نیست . خانواده نه تنها بر سلامت و سعادت اعضای خود بلکه به واسطه تولید مثل و تربیت نسل جدید و فرزندانی که به عنوان مسئولان جامعه و پدران و مادران فردا ، راهی اجتماعی می کنند بر کل جامعه تاثیر گذار است .هسته مرکزی هر خانواده روابط زوجین با یکدیگر است.کیفیت این رابطه تعیین کننده کار آمدی خانواده و سلامت روانی و جسمانی زوجین و فرزندان و نحوه ایفای نقش های اجتماعی آنان است بنا براین با توجه به اهمیت بنیادین روابط زوجین، ارایه راهبردهایی که بتواند موجب کاهش ناهنجاری ها و افزایش رضایت زناشویی زوجین شود مفید بوده و می توان از آن در برنامه های زوج درمانی و آموزش ها و مشاوره های پیش از ازدواج بهره جست .
اهداف پژوهش
هدف کلی پژوهش حاضر :
تعیین نقش هریک از عوامل خلاقیت و سبک های حل تعارض در نامین رضایت زناشویی
و اهداف جزئی پژوهش حاضر عبارت است از :
– تعیین رابطۀ موجود بین خلاقیت با رضایت زناشویی در مردان .
– تعیین رابطۀ موجود بین خلاقیت با رضایت زناشویی در زنان .
– مقایسۀ رضایت زناشویی مردان دارای سبکهای مختلف حل تعارض .
– مقایسۀ رضایت زناشویی زنان دارای سبکهای مختلف حل تعارض .
– مقایسۀ خلاقیت مردان دارای سبکهای مختلف حل تعارض .
– مقایسۀ خلاقیت زنان دارای سبکهای مختلف حل تعارض .
– مقایسۀ میزان رضایت زناشویی زنان با مردان .
– مقایسۀ میزان خلاقیت زنان با مردان .
فرضیه ها ی پژوهش
1 – بین خلاقیت و رضایت زناشویی مردان رابطۀ مثبت معنادار وجود دارد.
2 – بین خلاقیت و رضایت زناشویی زنان رابطۀ مثبت معنادار وجود دارد .
3 – میزان رضایت زناشویی مردان دارای سبکهای مختلف حل تعارض متفاوت است.
4 – میزان رضایت زناشویی زنان دارای سبکهای مختلف حل تعارض متفاوت است.
5 – میزان خلاقیت مردان دارای سبکهای مختلف حل تعارض متفاوت است.
6 – میزان خلاقیت زنان دارای سبکهای مختلف حل تعارض متفاوت است.
7 – میزان رضایت زناشویی زنان با مردان متفاوت است .
8 – میزان خلاقیت زنان با مردان متفاوت است .
تعاریف مفهومی متغیر ها
رضایت زناشویی : الیس 15 (1989 ، به نقل از سلیمانیان ، 1373 ) بیان می کند رضایت زناشویی احساسات عینی از خشنودی ، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و یا شوهر است هنگامی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند . به نظر سین 16(به نقل از علی اکبری و همکار ، 2009 )، رضایت زناشویی وضعیتی است که درآن زن و شوهر بیشتر مواقع احساس خوش بختی و رضایت از یکدیگر و از ازدواجشان دارند .

تعارض زناشویی :طبق نظر یانگ و یانگ17 ( 2008 ) تعارض زناشویی عبارت است از نا هماهنگی و واکنش کلامی و یا فیزیکی که زوجین به شکل های مخرب یا سازنده از خود بروز می دهند . ساموئل18 (2008 ) اختلاف نظر چالش برانگیز میان زوجین در تصمیم گیری را که منجر به عدم رضایت می شود تعارض می نامد.( به نقل از محققی و همکاران ، 1390 )
سبک های حل تعارضات : سبک های حل تعارض همان پاسخ افراد نسبت به موقعیت های تعارض زاست ، این پاسخ ها در عین حالی که استمرار دارند ، احتمال دارد در موقعیت های مختلف تغییر کنند. (فریدمن 19، 2000 ، به نقل از کرامتی و همکاران ، 1388 )
خلاقیت : خلاقیت توانایی خلق ایده ها و آفرینش چیزهای بدیع و مفید است.(استرنبرگ 20و لابارت21 ، 1999 ، استرنبرگ و همکاران ، 2004 ، به نقل از نوفرستی و همکاران ،1389 )پاول تورنس22 به عنوان یکی از پیشگامان مطالعه تفکر خلاق معتقد است که خلاقیت عبارت است از توانایی به وجود آوردن یک موضوع بدیع و نو به حدی که کاملا” بی نظیر باشد.(به نقل از ناصری ، 1389 )
تعاریف عملیاتی متغیر ها
سبک های حل تعارض : یکی از سبک های پنجگانه حل تعارض که با پاسخ گویی به پرسشنامه 28 سوالی سبک های حل تعارض رحیم (ROCI-II ) توسط آزمودنی ها به عنوان سبک غالب فرد برای کنار آمدن با موقعیت های تعارض مشخص می شود .
خلاقیت : نمره ای که هر یک از زوجین با پاسخگویی به پرسشنامه 145 سوالی تی . جی . تورستون و جی . جی . میلن جر کسب می کند و نشان دهنده سطح خلاقیت آزمودنی است .
رضایت زناشویی : نمره ای که آزمودنی ها از پاسخ گویی به پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ ( ENRICH ) ، فرم کوتاه 47 سوالی ، کسب می کند .
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
ادبیات رضایت زناشویی
اهمیت موضوع رضایت زناشویی سبب شده که تاکنون در زمینه رضایت زناشویی تحقیقات و پژوهش های فراوانی در داخل و خارج از کشور صورت گیرد و این مولفه از منظرهای مختلفی نگریسته شود. طی مطالعات صورت گرفته در زمینه رضایت زناشویی اطلاعات مهمی به دست آمد که خلاصه ای از آنها در این قسمت بیان می کنیم.
تعریف رضایت زناشویی
رضایت زناشویی حالتی است که طی آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند.(سینها و ماکرجی، 1991 به نقل ازمیراحمدی زاده وهمکاران، 1382) رضایت زناشویی ارزیابی ذهنی و احساسی فرد در مورد رابطه زناشویی اش می باشد.(تامیسون ، 1998 ، به نقل از برازنده ، 1384 )کیفیت زناشویی مفهومی چند بعدی است و شامل ابعاد گوناگون روابط زوجین مانند سازگاری، رضایت، شادمانی،انسجام و تعهد می شود.( تروکسل23 ، 2006 )رضایت زناشویی را می توان نتیجه خرسندی عمومی از زندگی مشترک ، رضایت از روابط جنسی و رضایتمندی عاطفی و هیجانی دانست.( شاکلفورد 24، 2001 )
اهمیت رضایت زناشویی
همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد رابطه زوجین هسته مرکزی نظام خانواده است و کیفیت این رابطه نه تنها خود زوجین بلکه فرزندان خانواده و حتی سطح کارآیی کل خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد. در خانواده هایی که زوجین دچار تعارضات شدید هستند و میزان رضایت آنها از رابطه زناشویی پائین گزارش می شود ، زوجین علاوه بر روابط زناشویی خود در سایر زمینه ها نیز با مشکلات ارتباطی و سازگاری روبه رو می شوند، به علاوه فرزندان این زوجین تنش های بیشتری را نسبت به سایرین تجربه می کنند که خود باعث افت عملکرد آنها در زمینه های تحصیلی ، ارتباطی و عاطفی و غیره می شود. اهمیت رضایت زناشویی در زندگی فرد تا بدان جاست که برخی داشتن رضایت زناشویی را عامل رضایت کلی فرد از زندگی تلقی می کنند ؛ رضایت از خانواده و روابط خانوادگی می تواند کلیت رضایت از زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.( میکائیلی منیع ، 1389 )
بر این اساس گفته می شود داشتن رضایت زناشویی عاملی است که سلامت زن و شوهر و اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد ؛حتی وجود یا عدم وجود آن در رابطه زوجین ، بر عملکرد همسران و اعضای خانوده تاثیر گذار است.بنابراین می توان ادعاکرد که بهبود روابط زناشویی نه تنها درسطح سلامت روانی زوجین بلکه درسلامت روانی فرزندان و در چگونگی ایفای نقش های اجتماعی نیز تاثیر گذار است.(حسینیان و همکاران ، 1389 )در اغلب جوامع رابطه زناشویی نقش اساسی در برآوردن نیاز های جسمی، روانی و اجتماعی زوج ها بازی می کند. (موسوی ، 1389 )رضایت زناشویی یکی از عوامل پیشرفت و دست یابی به اهداف زندگی است که طی آن زن و شوهر از ازدواج با هم احساس شادمانی و رضایت می کنند.( شینها 25، موکری26 ، 1991 )
عوامل تاثیر گذار بر رضایت زناشویی
عوامل مختلفی در دستیابی زوجین به رضایت زناشویی دخیل هستند ؛ به عبارت دیگر وجود یا عدم وجود رضایت زناشویی در زوجین نتیجه وجود جمعی از عوامل است ونه یک پدیده واحد؛ که پژوهشگران در مطالعات مختلف آنها را بررسی نموده اند . بر اساس مطالعات نیومن و نیومن27 (1991 ) این عوامل عبارتند از :
سطح تحصیلات بالا ، موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالا ، شباهت در علایق ، هوش و شخصیت زوج ها ، مرحله اولیه و انتهایی چرخه زندگی خانواده ، هماهنگی جنسی و برای زن : ازدواج دیرتر .
پژوهش های متعدد در داخل و خارج از کشور در زمینه رضایت زناشویی و عوامل موثر بر شکل گیری آن صورت گرفته؛ نتایج این پژوهش ها نشان داد که مهم ترین عوامل تاثیرگذار شناخته شده در افزایش رضایت زناشویی عبارتند از :
مهارت های ارتباطی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

یکی از موثرترین عوامل بر رضایت زناشویی که حوزه وسیعی را نیز دربر می گیرد ، مهارت های ارتباطی است. نتایج مطالعات صورت گرفته نشان داد که بی بهره گی زوجین از مهارت های ارتباطی از عواملی است که باعث کاهش سطح رضایت زناشویی در زوجین می شود . پژوهش های اولیور28 و میلر29 ( 1994 )این موضوع را نشان داد که زوج های متعارض سالهایی را به دلیل نداشتن مهارت های ارتباطی به صورت ناکارآمد سپری کرده اند . آنها فکر می کردند که مشکل آنها مسائل جنسی ، مالی یا وابستگان است، ولی منشاء بیشتر مشکلات آنها فقدان توان برقراری ارتباط مناسب و عدم هدایت کردن موضوع به نحوی موثر بود.
” همسران پریشان در زمینه ارتباط دچار مشکل هستند؛ این گونه همسران به کرات درگیر الگو های ارتباطی بی حاصل می شوند .( گاتمن30، 1979) و هرچه این مشکلات شدیدتر باشد احتمال فرو پاشی زندگی زناشویی هم بیشتر است. مارکمن31 (1979( با مطالعه ارتباطی زوج ها درمرحله پیش از آغاز زندگی زناشویی در محیطی آزمایشگاهی به مدت دو و نیم سال ، به این نتیجه رسید که کیفیت ارتباط مستقیما” به رضایت از زندگی زناشویی وابسته است . بنابراین توانایی های ارتباطی بر کیفیت زناشویی تاثیر می گذارد و شاید از آن اثر پذیرد.” ( نقل از برنشتاین و برنشتاین،ترجمه پورعابدی وهمکار ،1384)
” یکی از آشکار ترین یافته ها در زمینه زناشویی درمانی نشان دهنده تفاوت تعاملات میان همسران و دیگران است. یعنی هنگامی که افراد با بیگانگان و بزرگسالان ناشناس به تعامل می پردازند ، با آنان به شیوه ای تسهیل کننده تر و آرام تر رفتار می کنند. (برچلر و دیگران،1975 ؛ وینسنت و دیگران ، 1975)آنان مودب ترند ، تقویت اجتماعی بیشتری فراهم می آورند و در مقایسه با همسران خود با دیگران برخورد های نفاق افکنانه کمتری دارند. بنابراین بیشتر افراد می دانند چگونه اجتماع پسندانه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، ولی آنان در ارتباط با همسران خود ، بیشتر برخوردهای بی ادبانه را برمی گزینند و دقیقا” در همین جا رابطه متقابل در زوج های پریشان افزایش می یابد ،بدین معنی که یک رفتار ناخوشایند ،رفتار ناخوشایند دیگری را به دنبال می آورد .از این رو گرچه بیان بی پرده احساسات مورد تائید است، اما زیان ارتباط خشونت آمیز و بی ادبانه به گونه ای قابل ملاحظه از سود آن بیشتر است. (برنشتاین و برنشتاین، ترجمه پورعابدی وهمکار ، 1384 ) بنابراین به نظر می رسد ارتباط لجام گسیخته و کاملا” آزاد در رابطه های پریشان در مقایسه با رابطه های غیر پریشان تداول بیشتری داشته باشد .( بین و دو ، 1970 ، لوینگر و سن ، 1967 )” (نقل از برنشتاین و برنشتاین ، ترجمه پورعابدی وهمکار ، 1384 )
از آنجا که زوجین در ازدواج روابط بسیار گسترده ای با یکدیگر دارند و تقریبا” در همه زمینه ها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند ، وجود مشکلات ارتباطی آثار مخربی بر ازدواج بر جای می گذارد. روابط زوجین بسیار فراگیر است و وجود مشکل در حوزه های متعدد به مرور زمان پایه های رابطه را فرو می ریزد و منجر به تخریب رابطه می شود. مشکلات ارتباطی به شکل های مختلفی بروز پیدا می کنند : مانند اندکی میزان پاداش ، دشواری های ارتباطی و مهارت های نابسنده حل اختلاف . ممکن است مشکلات ارتباطی فقط بر موضوع خاصی مثل رابطه جنسی ،پول ، داشتن استقلال و غیر این ها متمرکز باشد یا اینکه همه جنبه های تعامل زناشویی را تحت تاثیر قرار دهد .(برنشتاین و برنشتاین، ترجمه پورعابدی و همکار ، 1384 )
“از دیگر سو شیوه های مثبت برقراری ارتباط موجب افرایش سطح رضایت زناشویی می شود .به نظر می رسد مجموعه ای از سبک های ارتباطی مثبت مانند بیان همدلانه و مناسب احساسات ، توانش ادراکی ( فهم و درک همسر خود) وجزاینها بارضایت زناشویی همبستر باشد .(دیوید سون ، بالزویک و هالورسون ، 1983؛ ایلی، گرنی و استور،1973 ،گاتمن و پرترفیلد، 1981 )اعتماد میان فردی ،سطح احترام و بیان عاطفه پیوسته نیز به عنوان مصادیق ارتباطی سازنده، به گونه ای مثبت با کیفیت زندگی زناشویی در ارتباط است .(کازیننر و وینسنت، 1983 ؛لارزلر و هوستون ، 1980 ؛رتینگ و بولبز ، 1983 )” (نقل از برنشتاین و برنشتاین ،ترجمه پورعابدی و همکار، 1384 )
به طور کلی ارتباط و مهارت های ارتباطی عامل بسیار مهم و تاثیرگذاری برسطح رضایت زناشویی است، تا جایی که بر اساس نظریه فینچام 32و برادبوری33 (1987 ، به نقل از ادیتال 34، 2005 ) کیفیت روابط زناشویی و میزان شادکامی زوجین، تابع نحوه تعامل زن و شوهر و شیوه های مقابله آنها با موقعیت های تنش زای زندگی است.( برادبوری ، فینچام و بیچ 35، 2000 ، کرولی 36، 2006 )ارتباط موثر و کار آمد میان زن و شوهر مهم ترین جنبه خانواده های دارای عملکرد مطلوب می باشد( گریف 37و مالهرب 38، 2001 )و در نهایت محققی و همکاران (1389 ) معتقدند که یک رابطه زناشویی صمیمی مستلزم درک این مهم است که می توان ضمن داشتن تفاوت، با هم ارتباط موثر برقرار کرد .
تقابل
تقابل به پاسخگویی زوجین به رفتار های یکدیگر اطلاق می شود . بدیهی است که رفتار ها و تعاملات مثبت، بازخورد مثبت وتعاملات منفی بازخورد منفی به دنبال می آورند . همین اصل در زندگی زناشویی یکی از تعیین کننده های سطح رضایت زناشویی و شادکامی زوجین است . بر اساس اصل تقابل می توان تفاوت بین زوجین پریشان و غیر پریشان را تبیین کرد ؛ زن و شوهرهای شادکام در عوض پاداش هایی که از یکدیگر دریافت می کنند به یکدیگر پاداش می دهند اما رفتارهای تنبیه کننده طرف مقابل را نادیده می گیرند. آنها در مورد رفتار خوب تقابل دارند اما رفتار ناخوشایند طرف مقابل را تلافی نمی کنند ؛ برعکس ، زوج های ناراضی رفتار پاداش دهنده یکدیگر را نادیده می گیرند و دائما” با تنبیه کردن رفتار نامطلوب طرف مقابل ،دست به مقابله به مثل می زنند.(ساپینگتون39، 1382 )و با توجه به اینکه افراد معمولا ” با گذر زمان در روابط خود به اندازه نسبتا” برابر یکدیگر را پاداش می دهند یا تنبیه می کنند، وجود تعاملات مثبت باعث افزایش بازخوردهای مثبت و تقویت رابطه و متقابلا” وجود تعاملات منفی در روابط زوجین در گذر زمان منجر به دوری آنها از یکدیگر و پیدایش فضای خصمانه و پرخاشگرانه و تلافی جویانه و در نهایت فروپاشی رابطه می شود .
بنابراین تقابل بر سطح رضایت زناشویی تاثیرگذاراست.تبادل رفتاری مثبت بر خشنودی و خوشایندی همسران در رابطه زناشویی می افزاید. تبادل مثبت گونه ای تجربه موفق زناشویی را برای همسران فراهم می آورد. (برنشتاین و برنشتاین، ترجمه پورعابدی و همکار ، 1384 )
مهارت های حل مساله
بین دو نفر همیشه اختلاف نظر وجود دارد؛ و بر همین اساس همیشه مواردی از اختلاف و مشاجره نیز میان همسران وجود دارد . اما این چگونگی حل مسائل و اختلافات است که بر رضایت زناشویی زوجین اثرگذار است ؛ شیوه اداره و حل اختلافات زوجین با شادکامی ازدواج ارتباط دارد. (ساپینگتون ، 1382 )
یکی از تفاوت های زوجین آشفته و غیر آشفته و نیز اولین گام برای حل درست مسائل ، پذیرش وجود آنان است ؛ ظرفیت قبول اختلاف نشانه یک خانواده سالم و وجود صمیمیت است این در حالی است که خانواده های مساله دار، وجود مسائل را انکار می کنند و می پذیرند که با هم مخالفت نکنند یا لب ازسخن فرو بندند و منزوی شوند.( برادشاو40 ، 1372 ) همین رویکرد به مسائل و نادیده گرفتن آنها باعث کاهش رضایت زوجین می شود ؛ زوج های ناراضی ظاهرا” مشکل را نادیده می گیرند اما مشکلات خود را از یاد نمی برند، در عوض آنها را همچون سندی لاک و مهر شده حفظ می کنند تا بعدها در یک مشاجره بزرگ مجددا” آنها را به جریان اندازند (ساپینگتون ، 1382 ) این در حالی است که در خانواده های دارای کارکرد خوب ، زوج ها نه تنها به وجود تعارض زناشویی اذعان دارند ، بلکه این تعارضات و مشکلات را به شیوه ای موثر حل می کنند.(گریف41 ، 2000 ) گوتمن و فیتزپتریک نیز به جای تاکید بر اجتناب از اختلاف، بر اهمیت درگیر شدن زوج برای حل اختلاف متمرکزگردیدند.
به علاوه زوجین آشفته و غیرآشفته در مرحله حل اختلاف نیز با یکدیگر تفاوت دارند ؛ طی مرحله حل اختلاف زوج های پریشان بیشتر تمایل دارند که درگیر مسائل خود و رد و بدل کردن گله و شکایت های گذشته باشند تا اینکه به مسائل بپردازند، این امر نشان دهنده ضعف شنیداری و ضعف مهارت در تعیین اعتبار همسر است.(گاتمن و دیگران ، 1977 )مجموعه ای از رفتارها مثل شکایت ها ،انتقاد ها ،بلندی صدا و گوشه و کنایه و … به چشم می خورد که زوج های پریشان را که برای حل مشکلشان با هم در ارتباط هستند از زوج های غیرپریشان متمایز می کند.(کلی یر و راتبرگ ، 1977 ، ریسیک ، سویت ، کیفر ، بار و رابی ، 1977 ،)مجموعا” هنگام حل اختلاف زوج های پریشان در مقایسه با زوج های غیر پریشان رفتاری های منفی تر از خود بروز می دهند ، بر عکس در مجموعه رفتارهای زوج های غیر پریشان رفتار های مثبت متداول تر است.( به نقل از برنشتاین و برنشتاین ، ترجمه پورعابدی و همکار ، 1384 )

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید